ساخت و بررسی ویژگی‌های روان ‌سنجی پرسشنامه ریسک‌پذیری در ازدواج

 

Construction and Investigation of Psychometric Properties of Marriage Risk Questionnaire

 

حسین کاویان‌فر[۱]

منیره کردلو [۲]   معصومه بهرامی[۳]

چکیده

انتخاب همسر چه برای مرد و چه برای زن یک مرحله جدید و سرنوشت ساز است، بنابراین در این مورد نباید سطحی عمل نمود بلکه دقت و توجه عمیق و مشورت و بررسی‌های دقیق لازم است. هدف این پژوهش اعتباریابی پرسشنامه دوازده مولفه‎‌ای ساموئل گلدینگ به منظور اندازه گیری ریسک‌پذیری در ازدواج بود. طرح پژوهش از نوع توصیفی- پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه زوجین شهر تهران،۳۰۰ نفر(۱۵۰ زن و۱۵۰مرد) به‌عنوان نمونه با روش نمونه‌گیری دردسترس که به کلینیک رجوع کرده کردند، انتخاب شدند.

ابزار پژوهش عبارت بود از پرسشنامه دوازده مولفه‌ای ساموئل گلدینگ به منظور اندازه گیری ریسک‌پذیری در ازدواج. اعتبار پرسشنامه‌ با استفاده از آلفای کرونباخ و روایی آن با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی (با روش مولفه‌های اصلی و چرخش واریماکس) و تحلیل عاملی تاییدی انجام گرفت.

 

 

Abstract

Choosing a spouse is a new and decisive step for both men and women, so it should not be superficial, but careful attention and consultation and specific scrutiny are needed. The purpose of this study was to validate twelve-components of Samuel Gladding to measure of marriage risk taking questionnaire. The research design was descriptive-surveying. The statistical population of this study was 300 couples (150 women and 150 men) who were referred to the clinic in Tehran.

The research tool was a twelve-component of Samuel Gladding to measure marriage risk taking questionnaire. The validity of the questionnaire was confirmed by Cronbach’s alpha and its validity was assessed by exploratory factor analysis (using principal components method and Varimax rotation) and confirmatory factor analysis.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Exploratory Factor Analysis of Twelve Components of Premarital Injuries (α = ۰٫۹۳), Marriage Pattern Instability (α = ۰٫۸۳), escape from main system marriage (α = ۰٫۸۲), Marital Differences (α = ۰٫۸۵) Problems of Marriage  (α = ۰٫۸۰), Family Related  Factors (α = ۰٫۷۷),  Problematic Elements in Marriage (α = ۰٫۷۷), Experience of Premarital Insecurity (α = ۰٫۷۱) healing factor of marriage (α = ۰٫۷۳), presence of painful members in marriage (α = ۰٫۵۲), place of residence and issues in marriage (α = ۰٫۵۸) and individual differences (α = ۰٫۴۶) ) are showed. Confirmatory factor analysis also confirmed the twelve-factor model. Cronbach’s alpha was 0.96. The results showed that, the present questionnaire has psychometric properties for assessing marriage risk taking and can be used in various studies and situations.

Keywords: risk taking in marriage, questionnaire evaluation, validation.

 

 

تحليل عاملي اكتشافي دوازده مولفه آسیب‌‌های قبل ازدواج (۹۳/۰=α)، بی‌ثباتی الگوی ازدواج (۸۳/۰=α)، ازدواج فرار از سیستم اصلی (۸۲/۰=α)، تفاوت اصلی زوجین(۸۵/۰=α)، آسیب‌های احتمالی مراسم ازدواج (۸۰/۰=α)، عوامل وابسته‌ساز به خانواده اصلی(۷۷/۰=α)، وجود عناصر مشکل‌ساز در ازدواج (۷۷/۰=α)، تجربه ناایمنی‌های قبل ازدواج (۷۱/۰=α)،   ازدواج عامل التیام‌بخش ازدواج (۷۳/۰=α)، وجود اعضای دردسرساز در ازدواج (۵۲/۰=α)، محل اسکان و مسایل آن در ازدواج (۵۸/۰=α) و وجود تفاوت‌های فردی (۴۶/۰=α) را نشان داد. همچنین تحليل عاملي تأييدي مدل دوازده عاملي را مورد تأييد قرار داد. آلفای کرونباخ کل ۹۶/۰ به دست آمد. نتایج نشان داد پرسشنامه حاضر برای ارزیابی ریسک‌پذیری در ازدواج کیفیت روان سنجی دارد و می‌تواند در مطالعات و موقعیت‌های مختلف استفاده شود.

کلید واژه ها: ریسک‌پذیری در ازدواج، سنجش پرسشنامه، اعتباریابی.

 

 

مقدمه

خانواده در زمره مهم‌ترین سیستم‌های اجتماعی است که براساس ازدواج بین دو جنس مخالف شکل می‌گیرد. حفظ و تداوم خانواده از اهمیت زیادی برخوردار است. خانواده به عنوان واحد اجتماعی، کانون رشد و تکامل، التیام و شفادهندگی و تغییر و تحول آسیب‌ها و عوارض است که هم بستر شکوفایی و هم بستر فروپاشی روابط میان اعضایش است. خانواده نهادی است که از یک سو با جامعه‌ی بزرگتر در تعامل است و از سوی دیگر مستقیماً با فرد در ارتباط است. اهمیت این نهاد به حدی است که برخی از صاحب‌نظران آن را از ارکان اساسی جامعه به حساب می‌آورند و تحقق جامعه‌ی سالم را در گرو دستیابی با خانواده‌ی سالم می‌پندارند (ادلتی و ردزوان[۴]،۲۰۱۰). خانواده جوهره‌ای زنده و در حال تغییر است که با استفاده از اعضای خویش و در جریان ارتباطی دائمی، تعاملی و طرح‌دار با یکدیگر یک کل را سازمان‌دهی می‌کنند و در طول زمان و مکان گسترش می‌یابد (احمدی، نبی‌پور، کیمیایی و افضلي،۲۰۱۰).

تحولات اجتماعی دهه های گذشته در سطح جهانی، نظام خانواده را با تغییرات، چالش‌ها، مسایل و نیازهای جدید و متنوعی روبرو کرده است به گونه‌ای که در طی همین مدت نظام خانواده به شکلی فزاینده به علل و عوامل متعدد و پیچیده‌ای در معرض تهدید قرار گرفته است. هنگامی که کارکردهای خانواده از قبیل کارکردهای زیستی، اجتماعی، شناختی و عاطفی یکی پس از دیگری آسیب می‌بیند، اعضای آن به تدریج احساس رضایت‌مندی خود را از دست می‌دهند. این روند در ابتدا موجب گسستگی روانی و سپس گسستگی اجتماعی و در نهایت، واقعه حقوقی طلاق می شود (عابدی، بوالهری و نقی‌زاده،۲۰۱۵). مدرنیته و جهانی شدن تغییرات قابل توجهی را در ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیستم‌های قانونی نظیر خانواده به ارمغان آورده است و این فرآیند تهدیدی جدی را برای بسیاری از ارزش‌های مربوط به روابط خانوادگی نظیر ثبات در زندگی زناشویی موجب شده است (لئونگ،۲۰۰۵). زندگی زناشویی یکی از جهانی‌ترین نیازهای بشری است که از دو نفر با توانایی‌ها و استعدادهای متفاوت و با نیازها و علایق مختلف و در یک کلام با شخصیت‌های گوناگون تشکیل شده است (گلدنبرگ و گلدنبرگ[۵]،۲۰۰۸، ترجمه حسین شاهی برواتی و همکاران،۱۳۹۲).

ازدواج مهم‌ترین پیوندی است بین دو فرد روی می‌دهد و سرآغاز شکل‌گیری کانون حمایتی- عاطفی است که در کیفیت زندگی افراد و تربیت نسل‌های بعدی نقش حیاتی دارد. به‌طوری که در پژوهش وایت و گالگر[۶] (۲۰۰۰)، نشان داده شد ۹۳ درصد افراد مورد مطالعه، داشتن ازدواج شاد را یکی از اصلی‌ترین اولویت‌های زندگی خویش می‌دانستند و بر این باور بودند که ازدواج یک تعهد مادام‌العمر است که جز در حالت‌های اضطراری نباید به آن پایان داد. ازدواج نهادی اجتماعی است که پایه و اساس ارتباط انسانی را تشکیل می دهد و در آن زن و مرد با نیروی نهفته ناشی از غرایز و آیین و عشق به هم جذب و آزادانه و کامل تسلیم یکدیگر می‌شوند تا واحد پویایی به نام خانواده را ایجاد کنند (آلوییس و فری[۷]،۲۰۰۹).

ازدواج پیوند مشترک دو فرد با حفظ استقلال نسبی هر یک در جهت تکامل شخصیت طرفین است (دیزجانی،خرامین،۱۳۹۵). ازدواج به عنوان یک رویداد بهنجار در زندگی شخصی تعریف می‌شود که در بزرگسالی اتفاق می‌افتد و به معنی زندگی مشترک دو نفر با خصوصیات و نیازهای متفاوت است (سوینک و گاریپ[۸]،۲۰۱۰). استحکام خانواده به ازدواج و رابطه زناشویی پایدار و بنیادین بستگی دارد، یعنی هر گونه تزلزل و سستی در رضایت زناشویی، افزون بر آن که آرامش روانی زوج‌ها را مختل می‌کند، بقا و دوام خانواده را نیز در معرض خطر قرار می‌دهد (نجاتی،۲۰۱۰).

اندرسون[۹] (۱۹۹۴)، ازدواج سالم را به معنای حضور چندین عنصر مثل تعهد، رضایت زناشویی، ارتباط و عدم وجود عناصری خشونت و خیانت می‌داند (به نقل از شروود[۱۰]، ۲۰۰۸). به نظر می‌رسد هم تعهد نسبت به همسر و هم تعهد نسبت به نهاد ازدواج برای موفقیت ازدواج مهم باشد (لامبرت و دولاهیت[۱۱]، ۲۰۰۸).

هر ازدواج موفق حاوی سه رکن اساسی تعهد، جاذبه و تفاهم است که در این بین تعهد زناشویی قوی‌ترین و پایدارترین عامل پیش‌بینی کننده کیفیت و ثبات زناشویی است (موسکو[۱۲]،۲۰۰۹). آماده شدن برای ازدواج رویکرد نسبتا تازه‌ای برای پیشگیری از نارضایتی و شکست در زندگی زناشویی است و مبتنی بر این دیدگاه است که زوج‌ها می‌توانند یاد بگیرند که چگونه ازدواج‌های موفق و پایداری داشته باشند و هدف زیربنایی بسیاری از رویکردهای آماده‌سازی نیز کمک به قوی‌تر شدن پیوند‌های زناشویی است (السون، دفرین و اولسون[۱۳]،۲۰۱۲).

رضایت زناشویی یک ارزیابی جهانی از وضعیت ازدواج فرد بوده و بازتابی از سعادت زناشویی و عملکرد آن است (زاینا[۱۴] و همکاران،۲۰۱۲). رضایت زناشویی سازه‌ای چند بعدی و متشکل از ابعاد مختلف است و از طریق ارزیابی تعاملات جاری بین زوج مانند علاقه متقابل، مراقبت از هم، پذیرش یکدیگر، تفاهم و هماهنگی زوج در اموری چون گذراندن اوقات فراغت، تقسیم کار، روابط جنسی، ابراز احساسات و کیفیت ارتباط قابل سنجش است (اسپریچر[۱۵] و دیگران،۲۰۰۸، اولسون و دیگران،۲۰۱۱). براساس یافته‌های پژوهشی (محسن‌زاده، نظری و عارفی،۱۳۹۰)، دو دسته از عوامل قبل از ازدواج شامل، ازدواج با انگیزه نامناسب (فرار از فشارهای اجتماعی مجرد ماندن و فضای ناخوشایند خانه پدری) و ازدواج اجباری و عوامل بعد از ازدواج شامل، تعارض با خانواده همسر، حضور اندک شوهر در منزل و تداوم معاشرت‌های مجردی، تعارض بر سر نگرش‌های نقش جنسیتی، خشونت زناشویی، خیانت، بدگمانی و مشکلات مالی، نارضایتی زناشویی را رقم می‌زنند. در پژوهش‌های مختلف برخورداری از سلامت روان، تطابق عاطفی، هیجانی، همسانی در هوش، تعهد، وفاداری، گذشت، عقاید مشترک، دوستی و صمیمیت، برادری و مساوات و اعتماد از مهم‌ترین ملاک‌های انتخاب همسر و ازدواج موفق ذکر شده است (جبرائیلی و همکاران،۲۰۱۳). خالدی و همکاران(۱۳۹۳)، در پژوهشی به این نتیجه رسیدند که احترام، رابطه جنسی مطلوب و تعهد نقش مهمی در نگهداری زندگی مشترک داراست. طبق رویکرد شناختی عوامل موثر بر ازدواج و ساختار آن عبارتند از: شخصیت زوجین در ازدواج، سبک های دلبستگی، همانندی و همسانی نیازها، نگرش‌های ناکارآمد، انتظارات غیرمنطقی از ازدواج و باورهای غیرمنطقی از یکدیگر (لطفی کاشانی و وزیری،۲۰۱۱). در مطالعه‌ای پتی[۱۶] (۲۰۱۰)، رضایت از ازدواج را سطح ادراک شده خرسندی و حمایت تجربه شده توسط زوج تعریف می‌کند و معتقد است اگر بتوان عوامل پیش‌بینی رضایت زناشویی را مشخص کرد، می‌توان به زوج‌ها برای رسیدن به سطح بالایی از رضایت کمک کرد. زوج هایی که مسئولیت‌پذیرند، به رابطه شان وفادارند، مذهبی و با ایمان هستند، اهل صداقت و راستی هستند و با تدبیر خود زمینه لازم را برای رشد و پیشرفت همسرشان فراهم می‌کنند، در زندگی زوجی موفق‌ترند و رضایت بیشتری دارند (والتون و تاکوچی[۱۷]،۲۰۱۰، فاطیما و اجمل[۱۸]،۲۰۱۲).

براساس دیدگاه هاوکینز و همکاران (۲۰۰۴)، یکی از روش‌های تعیین محتوا و فعالیت‌های مشاوره قبل از ازدواج توجه به عوامل پیش‌بینی کننده قبل از ازدواج در مورد پیش‌بینی کیفیت زندگی زناشویی و ازدواج موفق است. زوج هایی که دارای الگوهای تعاملی مناسب قبل از ازدواج نیستند، بعد از ازدواج رضایت زناشویی کمتری را تجربه می‌کنند. بسیاری از پژوهش‌ها فاکتورهای انتخاب همسر را تا حد زیادی در ایجاد این ناپایداری موثر می‌دانند (ضرغام حاجبی و همکاران،۱۳۹۶). سیبلی[۱۹] (۲۰۱۰)، دوستی و رفاقت بین زوج‌ها، تدریجی بودن فرآیند شکل‌گیری تعهد، داشتن الگوهای والدینی مثبت، پرهیز از االگوهای منفی، داشتن طرحی برای آینده و استفاده از کلمات تاییدی و تحسین را عوامل موثر بر شکل‌گیری تعهد و ماندگاری ازدواج‌ها دانسته است.

مراحل اولیه در رابطه یک زوج با ایده آلی بودن مشخص می‌شود. هم مردان و هم زنان در ازدواج یکدیگر را ایده آل تصور می کنند و بر این اساس رابطه برقرار می‏سازند. این پدیده در دوره ی ازدواج با حدی از اسراف همراه می شود. لیکن بعضی شواهد حاکی است افرادی که رضایت بالایی از ازدواج را گزارش می‏دهند، میزان بالایی از تحریف آرمانی[۲۰] درباره ی ازدواج و همسر خود را نیز ذکر می کنند: آنها خود را بهتر از آنچه در واقع هستند، گزارش می‌دهند (فورز[۲۱]، لاینز و مونتل، ۱۹۹۶). این کیفیت مثبت دیدن یکدیگر (یا از خلال شیشه رنگی[۲۲]) به افزایش سازگاری منجر می شود و به زوج های مزدوج در تحمل و بردباری‏شان کمک می‏کند. چنین وضعیتی نقطه مقابل زوج هایی است که اغلب طلاق می‏گیرند و یکدیگر را از خلال “عینک مه‏آلود[۲۳]” می‏بینند، عیب‏جو و غرغرو[۲۴] ‏و ناتوان در بیان چیزهای خوب در باره‏ی یکدیگرند (پیترسون، ۲۰۰۰، به نقل ازگلدینگ، ۱۳۹۴).

ساموئل گلدینگ ۱۳ عامل تاثیرگذار منفی در ازدواج که منجر به نارضایتی می گردد را برمی ‌شمرد. در پژوهش حاضر یکی از عوامل سیزده گانه مذکور فاقد اعتبار لازم بوده و دوازده عامل از اعتباریابی بالایی برخوردار بوده است.

یافته‌های پژوهش قلی‌زاده و همکاران (۱۳۹۴)، نشان داد که عواملی چون، کم رنگ شدن ارزش‌های اخلاقی و عدم پایبندی به آن‌ها در ارتباط با جنس مخالف، افزایش توقعات، انحرافات و نارضایتی جنسی، تغییر در نقش‌های جنسیتی، تاثیر منفی رسانه‌ها، وجود باورهای نادرست در فرد، فقدان آمادگی و مهارت در فرد و خانواده برای انتخاب و زندگی مشترک، فقدان مهارت جنسی، عدم توانایی برای حل مشکل و تعارض در زوجین، فرهنگ تحمیل در انتخاب همسر، قدرت طلبی و سلطه‌گری در خانواده و فرهنگ اقتصادی نادرست، تفاوت در خرده فرهنگ‌ها و عدم کفایت زوجین در زمینه‌های مختلف در بروز اختلافات زناشویی و طلاق آن‌ها موثر بوده است. یافته‌های به‌دست آمده از پژوهش ولدخانی و همکاران (۱۳۹۵) به تاثیر منفی ازدواج در سنین نوجوانی و ازدواج براساس سبک‌های همسرگزینی که به نوعی با اجبار همراهند بر کیفیت زندگی زناشویی اشاره دارد. عدم تعهد به رابطه زناشویی عوارض و پیامدهای متعددی را به دنبال خواهد داشت که هم بر فرد، هم بر خانواده و هم بر جامعه تاثیر می‌گذارد و آن ها را دچار تغییرات فیزیولوژیکی و شناختی می‌کند (گیورتز، سگرین و ووسزیلدو[۲۵]،۲۰۱۶).

 

روش پژوهش

پژوهش حاضر از پژوهش حاضر توصيفي- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه زوجین شهر تهران در سال۱۳۹۷ بودند.۳۰۰ نفر(۱۵۰ زن و۱۵۰مرد) به‌ عنوان نمونه با روش نمونه‌گیری دردسترس که به کلینیک مراجعه کرده بودند، انتخاب شدند. پس از تشریح اهداف پژوهش و جلب همکاری آزمودنی ها، پرسشنامه ریسک پذیری در ازدواج توسط زوجین تکمیل شد.

 

ابزار پژوهش

پرسشنامه ریسک‌پذیری در ازدواج: این مقیاس در سال ۱۳۹۷ توسط کاویان‌فر، کردلو و بهرامی بر مبنای نظریه ساموئل گلدینگ ساخته شده و دارای ۶۰ عبارت است. این مقیاس بر اساس طیف لیکرت است که از ۱ تا ۶ نمره‌گذاری شده است (کاملاً مخالف = ۱؛ تاحدی مخالف = ۲؛ ‌مخالف = ۳؛ ‌موافق = ۴؛ تاحدی موافق = ۵؛ کاملاً موافق = ۶). مجموع امتیازهای عبارت‌های هر زیرمقیاس نشان‌دهنده امتیاز فرد و مجموع کل امتیازهای فرد میزان ریسک‌پذیری را نشان می‌دهد. مولفه های آن بر مبنای عوامل تاثیرگذار منفی در رضایت مندی ازدواج مطابق با نظریه مذکور شامل آسیب‌‌های قبل ازدواج سوالات ۱ تا۱۵، بی‌ثباتی الگوی ازدواج سوالات ۱۶تا ۱۹، ازدواج فرار از سیستم اصلی سوالات۲۰ تا ۲۵، تفاوت اصلی زوجین عبارات ۲۶ تا ۳۰، آسیب‌های احتمالی مراسم ازدواج عبارات ۳۱ تا ۳۶، عوامل وابسته‌ساز به خانواده اصلی سوالات ۳۷ تا ۴۰، وجود عناصر مشکل‌ساز در ازدواج سوالات ۴۱ تا ۴۴، تجربه ناایمنی‌های قبل ازدواج سوالات ۴۵ تا ۵۰، ازدواج عامل التیام‌بخش ازدواج سوالات ۵۱ تا ۵۴، وجود اعضای دردسرساز در ازدواج سوالات ۵۵ و ۵۶، محل اسکان و مسائل آن در ازدواج سوالات ۵۷ و ۵۸، وجود تفاوت‌های فردی سوالات ۵۹ و ۶۰ است.

تجزیه و تحلیل داده های پژوهش

براي تجزيه و تحليل اطلاعات پژوهش حاضر، از نرم افزارهاي آماريSpss  و Lisrel استفاده گرديد.  به‌منظور سنجش پايايي مقياس، از ضريب آلفاي كرونباخ و براي بررسي روايي سازه، نيز از روایی همگرا و تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی استفاده گرديد.

یافتههای پژوهش

هدف پژوهش حاضر، بررسی شاخص‌های روان سنجی پرسشنامه ریسک‌پذیری در زوجین بود. جدول۱، بیانگر میانگین، انحراف استاندارد داده‌های به‌دست آمده از آزمودنی‌ها در جدول ۱ آمده است.

 

جدول۱: آمار توصیفی متغیرهای پژوهش (۳۰۰=n)

متغیرها جنسیت تعداد میانگین انحراف استاندارد کجی کشیدگی
آسیب‌های قبل از ازدواج زن ۱۵۰ ۸۴/۳۵ ۷۴/۱ ۹۷/۰ ۷۱/۰
مرد ۱۵۰ ۵۲/۳۵ ۶۸/۱ ۹۶/۰ ۶۷/۰
بی‌ثباتی الگوی ازدواج زن ۱۵۰ ۱۰/۱۰ ۹۶/۵ ۷۸/۰ ۴۴/۰-
مرد ۱۵۰ ۹۷/۸ ۱۲/۵ ۹۸/۰ ۲۸/۰
ازدواج فرار از سیستم اصلی زن ۱۵۰ ۳۱/۱۵ ۲۷/۷ ۸۹/۰ ۲۷/۰
مرد ۱۵۰ ۵۵/۱۶ ۰۶/۷ ۸۵/۰ ۳۰/۰
تفاوت‌های اساسی زوجین زن ۱۵۰ ۷۹/۱۳ ۹۰/۶ ۶۹/۰ ۱۰/۰-
مرد ۱۵۰ ۴۷/۱۳ ۵۱/۶ ۷۶/۰ ۰۶/۰
آسیب‌های احتمالی مراسم ازدواج زن ۱۵۰ ۲۸/۱۶ ۹۶/۶ ۷۰/۰ ۲۳/۰
مرد ۱۵۰ ۳۰/۱۶ ۶۶/۶ ۶۵/۰ ۰۵/۰-
عوامل وابسته‎ساز به خانواده اصلی زن ۱۵۰ ۲۸/۱۰ ۰۵/۰ ۶۷/۰ ۱۲/۰-
مرد ۱۵۰ ۳۱/۹ ۵۲/۴ ۹۰/۰ ۳۱/۰
وجود عناصر مشکل‌ساز در ازدواج زن ۱۵۰ ۶۸/۱۱ ۱۷/۵ ۵۵/۰ ۰۶/۰-
مرد ۱۵۰ ۴۸/۱۱ ۰۸/۵ ۴۸/۰ ۱۱/۰-
تجربه ناایمنی‌های قبل از ازدواج زن ۱۵۰ ۰۶/۱۵ ۴۴/۶ ۶۷/۰ ۲۰/۰
مرد ۱۵۰ ۰۸/۱۴ ۸۷/۵ ۸۶/۰ ۳۸/۰
ازدواج عامل التیام‌بخش زخم‌ها زن ۱۵۰ ۷۷/۱۰ ۸۳/۴ ۵۲/۰ ۳۶/۰-
مرد ۱۵۰ ۴۶/۱۰ ۵۴/۴ ۴۹/۰ ۳۴/۰-
وجود اعضای دردسر ساز در ازدواج زن ۱۵۰ ۱۰/۴ ۶۲/۲ ۱۷/۱ ۴۸/۰
مرد ۱۵۰ ۰۵/۴ ۲۴/۲ ۱۱/۱ ۸۹/۰
محل اسکان و مسائل آن در ازدواج زن ۱۵۰ ۱۱/۶ ۹۷/۲ ۴۷/۰ ۵۸/۰-
مرد ۱۵۰ ۷۸/۵ ۷۰/۲ ۴۹/۰ ۴۵/۰-
وجود تفاوت‌های فردی زن ۱۵۰ ۳۰/۶ ۹۵/۲ ۲۶/۰ ۸۸/۰-
مرد ۱۵۰ ۵۹/۵ ۵۰/۲ ۴۸/۰ ۱۳/۰-

 

آزمون کایزر- مایر- اولکین[۲۶] اولین هدف تحلیل عاملی را مبنی بر این که آیا واریانس متغیرهای تحقیق تحت تاثیر واریانس مشترک برخی عامل‌های پنهانی و اساسی هست را مورد آزمون قرار می‌دهد. مقدار این آماره در پژوهش حاضر برابر با ۹۲/۰ است که انجام تحلیل عاملی برای داده‌های مورد نظر امکان‌پذیر بوده و می‌توان داده‌ها را به یک سری عامل‌های پنهانی تقلیل داد. در ادامه جدول یافته‌های این دو آماره آورده می‌شود.

          

                   تحلیل عامل اکتشافی

جدول۲: آزمون KMO و کرویت بارتلت

         KMO                          کرویت بارتلت                                  P
۹۲۴/۰                                ۱۰۷۲۴                          ۰۰۰/۰

 

برای بررسی روایی سازه این مقیاس از تحلیل اکتشافی استفاده شد. در تحلیل عاملی با استفاده از روش تحلیل مولفه‌های اصلی و با استفاده از چرخش واریماکس و مقادیر بالاتر از یک، ۱۲ عامل شناسایی شد.

 

جدول۳: نتایج تحلیل عامل اکتشافی پرسشنامه

سوالات عوامل
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲
۱ ۶۲۵/۰                      
۲ ۶۳۹/۰                      
۳ ۶۶۰/۰                      
۴ ۶۱۹/۰                      
۵ ۶۲۲/۰                      
۶ ۶۴۹/۰                      
۷ ۶۹۷/۰                      
۸ ۶۹۹/۰                      
۹ ۶۹۴/۰                      
۱۰ ۴۹۱/۰                      
۱۱ ۴۶۶/۰                      
۱۲ ۵۵۵/۰                      
۱۳ ۵۷۱/۰                      
۱۴ ۴۶۶/۰                      
۱۵ ۴۷۰/۰                      
۱۶   ۴۶۵/۰                    
۱۷   ۷۶۶/۰                    
۱۸   ۶۹۳/۰                    
۱۹   ۶۷۴/۰                    
۲۰     ۵۴۰/۰                  
۲۱     ۳۸۷/۰                  
۲۲     ۶۸۹/۰                  
۲۳     ۶۳۷/۰                  
۲۴     ۶۲۳/۰                  
۲۵     ۴۸۱/۰                  
۲۶       ۴۹۴/۰                
۲۷       ۷۹۳/۰                
۲۸       ۴۸۴/۰                
۲۹       ۵۱۳/۰                
۳۰       ۷۰۳/۰                
۳۱         ۴۹۹/۰              
۳۲         ۶۲۰/۰              
۳۳         ۵۴۲/۰              
۳۴         ۵۶۱/۰              
۳۵         ۵۵۷/۰              
۳۶         ۵۸۰/۰              
۳۷           ۷۴۴/۰            
۳۸           ۶۷۴/۰            
۳۹           ۷۳۶/۰            
۴۰           ۳۹۲/۰            
۴۱             ۶۳۰/۰          
۴۲             ۷۱۲/۰          
۴۳             ۶۲۴/۰          
۴۴             ۴۴۹/۰          
۴۵               ۳۴۴/۰        
۴۶               ۶۱۵/۰        
۴۷               ۴۰۵/۰        
۴۸               ۴۵۷/۰        
۴۹               ۶۰۱/۰        
۵۰               ۵۷۴/۰        
۵۱                 ۴۲۸/۰      
۵۲                 ۵۶۱/۰      
۵۳                 ۶۵۵/۰      
۵۴                 ۵۶۸/۰      
۵۵                   ۶۵۵/۰    
۵۶                   ۶۲۶/۰    
۵۷                     ۳۵۵/۰  
۵۸                     ۷۲۱/۰  
۵۹                       ۷۶۹/۰
۶۰                       ۴۲۸/۰

 

 

     تحلیل عامل تاییدی

به منظور روایی عوامل استخراج شده پرسشنامه (عوامل ۱۲گانه) از نرم افزار لیزرل استفاده شد.

جدول۴: شاخص‌های نیکویی برازش پرسشنامه

RMSEA NFI AGFI CFI NNFI GFI X2/df P
۰۶/۰ ۹۳/۰ ۸۶/۰ ۹۶/۰ ۹۶/۰ ۷۰/۰ ۳۵/۲ ۰۰۱/۰

 

چنانچه در جدول۴ مشاهده می‌شود، میزان AGFI، NNFI، CFI، GFI ، NFI و RMSEM به ترتیب ذکر شده است. شاخص‌های برازندگی متعادل و نیکویی برازش دامنه صفر تا یک هستند. از نقطه نظر بنتلر و بونت[۲۷]، زمانی که جذر برآورد خطای تقریب کمتر از ۱۰/۰ باشد، تحلیل برازش قابل قبولی را گزارش می‌دهد (فرزاد و همکاران،۱۳۸۶).

برای سنجش پایایی سنجش پرسشنامه ریسک‌پذیری از روش آلفای کرونباخ استفاده شد که پایایی کل (۹۶/۰) و عوامل آن بیانگر این است که ابزار از پایایی قابل قبولی برخوردار است.

جدول ۵: ضریب پایایی پرسشنامه و عوامل (۴۲۰  n=)

عوامل تعداد سوالات آلفای کرونباخ
آسیب‌های قبل از ازدواج ۱۵ ۱-۱۵ ۹۳/۰
بی‌ثباتی الگوی ازدواج ۴ ۱۶-۱۹ ۸۳/۰
ازدواج فرار از سیستم اصلی ۶ ۲۰-۲۵ ۸۲/۰
تفاوت‌های اساسی زوجین ۵ ۲۶-۳۰ ۸۵/۰
آسیب‌های احتمالی مراسم ازدواج ۶ ۳۱-۳۶ ۸۰/۰
عوامل زمینه‌ساز به خانواده اصلی ۴ ۴۰-۳۷ ۷۷/۰
وجود عناصر مشکل‌ساز در ازدواج ۴ ۴۴-۴۱ ۷۷/۰
تجربه ناایمنی‌های قبل از ازدواج ۶ ۵۰-۴۵ ۷۱/۰
ازدواج عامل التیام‌بخش زخم‌ها ۴ ۵۱-۵۴ ۷۳/۰
وجود عناصر دردسر ساز در ازدواج ۲ ۵۵ – ۵۶ ۵۲/۰
محل اسکان و مسایل آن در ازدواج ۲ ۵۷-۵۸ ۵۸/۰
وجود تفاوت‌های فردی ۲ ۵۹-۶۰ ۴۶/۰
ریسک‌پذیری ۶۰ ۹۶/۰

 

 

       بحث و نتیجه‌گیری

همانطور که دیدیم رضایت زناشویی یکی از عوامل موثر در ثبات و پایانی خانواده ها و ازدواج و در عین حال بهداشت روانی همسران و فرزندان و همچنین جامعه است. در روابط زناشوئی عوامل متعددی باعث رضایت همسران از یکدیگر می شود. سازگاری زناشویی بر بسیاری از ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسان ها تأثیر می گذارد. در واقع سنگ زیربنای عملکرد خوب خانواده است و نقش والدینی را تسهیل می کند، عمر زن و شوهر را زیاد می کند، باعث افزایش سلامتی، توسعه اقتصادی، رضایت بیشتر از زندگی، کاهش مشکلات روان شناختی، مدیریت بهتر تعارض، مهارت های ارتباطی و حل مسأله و مهارتهای بهتر حل تعارضات می شود.اما در صورتی که سازگاری وجود نداشته باشد، این جنبه های مثبت از بین می روند و باعث مشکلات عدیده ای هم در زمینه ی فردی و هم اجتماعی می شود. شکست در زندگی زناشویی آسیب های عمیق و گسترده ای به افراد و خانواده ها وارد می آورد. به همین دلیل در دهه های اخیر متخصصان حوزه خانواده به مطالعه سازوکارهای موثر در ایجاد یک ازدواج موفق علاقمند گردیدند.

در رابطه با روایی محتوا نظر پنج نفر از صاحب‌نظران در رشته روان‌شناسی بررسی شد و پرسشنامه با اصلاحات لازم مورد تایید قرار گرفت. تحلیل اکتشافی، ۱۲ مولفه ریسک‌پذیری در ازدواج را استخراج کرد و تحلیل تاییدی نیز آن را تایید نمود. بنابراین نتایج این پژوهش نشان می‌دهد ابزار ساخته شده توسط محققان، برای سنجش ریسک‌پذیری در ازدواج از روایی لازم برخوردار است. می‌توان گفت که نتایج به‌دست آمده از این پژوهش با برخی یافته‌های پژوهش‌های قبلی از جمله ولدخانی و همکاران (۱۳۹۵)، چراغی و همکاران (۱۳۹۴)، فتحی و آزادیان (۱۳۹۶)، پتی (۲۰۱۰)، فاطیما و اجمل (۲۰۱۲) و جبریلی و همکاران (۲۰۱۳) همسو است. از طرفی نتایج بررسی پایایی این مقیاس با استفاده ازضریب آلفای کرونباخ نشان داد که از پایایی بالایی برخوردار است.

به طور کلی نتایج حاضر نشان داد که پرسشنامه ریسک‌پذیری در ازدواج بر مبنای نظریات ساموئل گلدینگ از خصوصیات روان‌سنجی قابل قبولی برخوردار است و محققان می‌توانند از آن به عنوان ابزاری معتبر در اندازه‌گیری ریسک‌‌پذیری در ابعاد ذکر شده استفاده نمایند. همچنین این پرسشنامه می‌تواند در موقعیت‌های مشاوره ازدواج و پژوهشی مورد استفاده قرار گیرد. با توجه به اینکه جامعه پژوهش محدود به نمونه‌های دردسترس بعضی کلینیک‌ها است، لذا پیشنهاد می‌شود چنین پژوهشی در خصوص تعیین روایی و پایایی پرسشنامه در سایر جوامع نیز انجام شود.

 

    منابع

دیزجانی، فاطمه؛ خرامین، شیرعلی (۱۳۹۵). تاثیر واقعیت درمانی بر رضایت زناشویی. مجله ارمغان دانش ۲۱(۲).

چراغی، مونا؛ مظاهری، محمدعلی؛ موتابی، فرشته؛ پناغی، لیلی؛ صادقی، منصوره السادات و سلمانی، خدیجه (۱۳۹۴). پیش

بینی رضایت زناشویی بر اساس کیفیت ارتباط همسران با دو خانواده اصلی. مجله راهبرد فرهنگ (۳۱).

ضرغام حاجبی، مجید؛ کمالیان، تهمینه و ارجمند، سوگند (۱۳۹۶). مقایسه رضایت زناشویی در ازدواج های سنتی و مدرن

بین دانشجویان   متاهل شهر تهران. فصلنامه علمی و تخصصی روان شناسی، علوم اجتماعی و علوم تربیتی،۱(۲).

قلی زاده، آذر؛ بانکی پورفرد، امیرحسین و مسعودی نیا،زهرا (۱۳۹۳). مطالعه کیفی تجارب مردان و زنان طلاق گرفته از

عوامل فرهنگی زمینه ساز طلاق. جامعه شناسی کاربردی،۲۶(۱).

گلدنبرگ، ه. و گلدنبرگ، آ. (۲۰۰۸). خانواده درمانی. ترجمه حمیدرضا حسین شاهی برواتی، سیامک نقش بندی و الهام

ارجمند(۱۳۹۲). تهران. روان.

گلدینگ، ساموئل، (۱۳۹۴)، ترجمه عزیزالله تاجیک اسماعیلی و محسن رسولی، خانواده درمانی تاریخچه نظریه و کاربرد.

تهران. آزما.

محسن زاده، فرشاد؛ نظری، علی محمد و عارفی، مختار (۱۳۹۰). مطالعه کیفی عوامل نارضایتی زناشویی و اقدام به طلاق

(مطالعه موردی شهر کرمانشاه). فصلنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده،۱۴(۵۳).

ولدخانی،مریم، محمودپور،عبدالباسط، فرح بخش،کیومرث و سلیمی بجستانی،حسین(۱۳۹۵). تاثیر سن ازدواج، الگوهای

همسرگزینی و تفاوت سنی زوجین بر کیفیت زندگی زناشویی زنان شهر تهران. فصلنامه مطالعات روان شناسی             

           بالینی، ۷(۲۵).

 

 

References

Ahmadi, K., Nabipoor, S. M., Kimiaee, S. A., &Afazli, M. H. (2010). Effect of family

problem solving on martial Satisfaction. Journal of Applied Science, 1(2), 682 – ۶۸۷٫

Alois, S., & Frey, B. S. (2009). Does Marriage make people happy or do happy?

Edalayi, A., Redzuan, M. (2010). Perception of Women towards Family Values and Their

Marital Satisfaction. Journal of American Science. 6(4). 7-132.

Fatima, M., &Ajmal, M. A. (2012). Happy Marriage: A Qualitative Study. Pakistan Journal

      of Social and Clinical Psychology, 9(2).

Givertz, M., Burke, T., Segrin, C., &Woszidlo, A. (2016). Attachment orientation in couples

      in families. Current Opinion in Psychology.

Jebraeili, H., ZadehMohamadi, A., &Heidari, M. (2013). Differences in mate selection

      criteria between sexes. Journal of family Research. 9(34): 155-172. Persian.

Lotfi, Kashani, F. and Vaziri, S. (2011). The effect of sexual skills trainingon marital

      satisfaction. Procedia – Social and Behavioral Sciences, 30, 2581-2585.

Lambert, N. M. &Dollahite, D. C. (2008). The Threefold Cord: Marital Commitment in

      Religious Couples. Journal of Family Issues. 29: 592-614.

Loudov, E. I. & Jani, E. K. (2013). Haviger JAO. Infidelity as a Threatening Factor to the

      Existence.

Mosco, J. (2009). Commitment and attachment dimensions. In partial fulfillment of the

      requirements for the degree of Doctor of Philosophy: Purdue University.

Nejati, H. (2010). Marital Psychology. 10th ed. Tehran: Bikaran. Persian.

Olson, D., Dfryn, C. & Olson, A. (2012). Marriage and marital communication skills

      efficiently. Translation Nader Fathi& Ahmad Reza Bhyrayy. Tehran: Psychology and

Art, 146-148.

Sherwood, E. M. (2008). Marital strength in Canadian military couples: A ground theory

      approach. Unpublished doctoral dissertation, University of Calgary.

Sprecher, S., Wanzel, A. & Harvey, J. (2008). Handbook of Relationship Initiation. New

      York: Taylor & Francis Group.

Sevinc, M., &Garip, E. (2010). A study of parents child raising styles and marital harmony.

      Procedia-Social and Behavioral Sciences. 2(2). 1348-1353.

Sibley, D. S. (2010). An exploration of the construction of commitment leading to marriage.

      Southern Utah University.

Petty, B. D. (2010). Developing the Art of becoming a Couple: A Grounded Theory Study

      of the Positive Influence of Married and Loving It, The Qualitative Report, 15(5).

Waite, L. J., & Gallagher, M. (2000). The case for marriage: Why married people are

      happier, healthier, and better off financially. New York: Doubleday.

Walton, E., & Takeuchi, D. T. (2010). Family Structure, Family Processes and Well-Being

      Among Asian Americans: Considering Gender and Nativity, Journal of Family

      Issues, 31(3).

Zainah, A. Z., Nasir, R., Ruzy, S. H., &Noraini, M. A. (2012). Effects of demographic

      variabls on marital satisfaction, Asian Social Science, Bangi Malaysia, 8(9).

[۱] – نویسنده مسئول. دانشجوی دکترای روانشناسی تربیتی دانشگاه مازندران    Hosseinkavianfar@yahoo.com

[۲] – دانشجوی دکتری مشاوره دانشگاه آزاد واحد تهران  شمال Mkordloo@gmail.com

[۳] – کارشناسی ارشد سنجش و اندازه‌گیری دانشگاه علامه طباطبایی    masomehbahrami2020@yahoo.com

 

[۴]. Edalayi & Redzuan

[۵] . Goldenberg & Goldenberg

[۶]. Waite & Gallagher

[۷]. Alois & Frey

[۸]. Sevinc & Garip

[۹]. Anderson

[۱۰]. Sherwood

[۱۱]. Lambert &Dollahite

[۱۲]. Mosco

[۱۳]. Olson, Dfryn & Olson

[۱۴]. Zainah

[۱۵]. Sprecher

[۱۶]. Petty

[۱۷]. Walton & Takeuchi

[۱۸]. Fatima & Ajmal

[۱۹]. Sibley

[۲۰]. Idealistic dis trotion

[۲۱]. Fowers

[۲۲]. Fogged lenss

[۲۳]. Fogged lense

[۲۴]. Cynical

[۲۵]. Givertz, Burke, Segrin & Woszidlo

[۲۶] . Kaiser- Mayer- Olkin

[۲۷]. Bentler & Boont