به نام آفریننده زیباییها

 

آیا تا کنون با افردای برخورد کرده اید که مکرراً به متخصصان و پزشکان مراجعه نموده و پس از آزمایشات فراوان به این نتیجه می رسند که بیماری فرد منشأ جسمانی ندارد، بلکه منشأ روانی آن روانی است؟

پس از مراجعات مکرر  پزشک متخصص به آنها می گوید این بیماری مربوط به اعصاب شماست و ارتباط به عضو خاصی ندارد و تمام آزمایشات نیز این موضوع را تأیِید می کند. امروزه بنابر تحقیقات بیش از هشتاد در صد از بیماریها منشأ روانی دارد و کمتر از بیست درصد از بیماریها منشأ جسمانی از جمله بیماری های مادرزادی، ژنتیکی، حوادث و سایر موارد دارد.

 

 در اینجا سؤال مهم آنست که چگونه مشکلات روانشناختی منجر به بیماریهای جسمانی می شود؟ و نقش مشاوران و روانشناسان در این فرایند چیست؟

برای پاسخ به این سؤال سالهاست که محققان به پژوهش و تحقیق پرداخته اند و اخیراً نتایج تحقیقات آنها نشان داده است که “خلاقیت” وقتی بطور خاصی در سیستم بکار گرفته می شود بدن دچار بیماری می گردد. در این نوشتار بطور خلاصه به این موضوع اشاره می شود.

خلاقیت بخش مهمی از زندگی ماست و زندگی بدون خلاقیت ارزش ندارد اما زمانی که داروهای ضد خلاقیتی را که برای درمان روان پریشی تجویز می شوند مصرف می کنیم، یا بیماری پارکینسون داریم که توان حرکت خلاقانه را از ما سلب می کند، چنین خلاقیتی شکوفا نخواهد شد. زیرا در مغز یک سیستم خلاق وجود دارد که خلاقیت و نوآوری را به تمامی رفتارهای کلی ما می افزاید. این سیستم می تواند با خلق شیوه هایی به طور کاملاً خاصی منجر به از بین بردن بیماریهای سخت و ظاهراً غیر قابل درمان شود؛ علاوه بر آن این سیستم می تواند با خلق رفتارهای کلی و عذاب آور و “خود ویرانگر” صدمات جدی به ما بزند. این خلاقیت ویرانگر بیشتر وقتی نمود پیدا می کند که ما خواهان روابط خوب هستیم ولی توان دستیابی به آن را نداریم. این سیستم هیچ گاه تعطیل نمی شود. گاه سیستم با پیشنهادهایی اوضاع را بدتر می کند مثلاً پس از دست دادن رابطه ای عزلت و افسردگی یا افکار وسواسی را پیشنهاد می کند، گرچه این پیشنهاد خلاقانه است اما اوضاع را وخیم تر می کند و زمتنی دیگر سیستم حالت بدنی جدید ولی تخریب گر را پیشنهاد می کند. یکی از شایع ترین نمونه های این فیزیولوژی تخریب گر بیمارهای سیستم ایمنی خودکار بدن مثل آرتریت روماتوئید Rheumatoid Arthritis  یا رماتیسم مفاصل است. اگر چه این فرایند بسیار مخرب است ولی ما اینگونه با سیستم خلاقانه انتخاب می کنیم.

بیماری های روان تنی که منشأ جسمانی ندارد، بلکه به دلیل خلاقیت سیستم عصبی است یکی دیگر از انتخابهای ماست. فرایند مشاوره به فرد کمک می کند تا به جای اسارت درسیستم خلاقیت مخرب به شکل سازنده ای از این شیوه بهره بگیرد.

گاه سیستم ایمنی که وظیفه اصلی آن محافظت ما در برابر مهاجمی مثل باکتری، ویروس ها و مواد سمی است، از دست دادن کنترل زندگی و فقدان آن را سؤ تعبیر کرده و به اشتباه نتیجه می گیرد که بدن مورد تهاجم باکتری یا ویروس قرار گرفته است؛ اما از آنجاییکه نمی خواهد از انجام وظیفه اش نسبت به دفاع شانه خالی کند، بنابر دلایل نامعلومی اندام یا بخشی از بدن را هدف می گیرد و با این فرض که آن اندام یا عضو بدن میکروب آلود شده اند برای نابودی به آن حمله می کند. برای مثال در آسیب شناسی آرتریت روماتوئید نیز تقریباً به همین شکل است، یعنی دستگاه ایمنی به گونه ای عمل می کند که گویی مفاصل توسط باکتری هایی عفونی شده اند. در زبان پزشکی به این مسئله ی اسرار آمیز”عفونت استریل”Sterile Infection می گویند. اکثر پزشکان معتقدند آرتریت روماتوئید یا روماتیسم بزرگسالی ناشی از این است که سیستم ایمنی به مفاصل آن ها حمله می کند، انگار که این مفاصل جسم خارجی اند و به بدن تعلق ندارد. به بیان دیگر، سیستم خلاق این افراد تلاش می کند تا آن ها را در برابر صدمه یا خطر فرضی حفظ کند. از آنجاییکه سیستم ایمنی یا سیستم دفاعی بدن فقط فیزیولوژی فکر را می خواند، درباره روان شناسی آن فکر چیزی نمی داند، از این رو ممکن است فیزیولوژِی این فکر را که من مورد حمله قرار گرفته ام و یا من با این موضوع می جنگم را با فیزیولوژی یک حمله واقعی اشتباه گرفته باشد. مطمئناً این احتمال وجود دارد که سیستم ایمنی با این فکر در حالت آماده باش قرار گرفته و برای شکار میکروب هایی که اصلاً وجود ندارند دست بکار می شود. 

در اوریل ۱۹۹۷ مقاله ای در روزنامه لُس آنجلس تایمز شماره چهارم گزارش شده است که محققان پزشکی یک بیماری شایع جدید سیستم ایمنی خودکار را کشف کرده اند که در آن سیستم ایمنی بدن به جدار عروقی کرونر حمله می کند. در این مقاله آمده است که یک حمله ظریف ولی غیر منتظره از طرف سیستم ایمنی به شریان های اصلی قلب، ممکن است علت نیمی از حملات قلبی و بیماری های عروق کرونری باشد. وقتی پزشکتان به شما می گوید که بیماری سیستم ایمنی خودکار دارید، به شما توضیح می دهد که دلیلش حمله ی سیستم ایمنی شما به بدنتان است. وقتی در روابطمان دچار مشکل و یا ناامیدی می شویم گاه آن را با بیماریهای مثل آسم و گاه با افسردگی التیام می بخشیم؛ این قبیل رفتار را از کودکی تجربه نموده ایم. چرا ما افسردگی را انتخاب می کنیم؟ سه دلیل ما را آرام می کند که عبارتند از: اول اینکه افسردگی کردن و تمام رفتارهای نشانه ای مانند آرتروز باعث بازداری از خشم می شود که در صورت رها شدن، اوضاع را بدتر خواهد کرد. ما بر این انتخابمان گرچه هشیاری نداریم اما بخشی از واقعیات زندگی ماست. دوم اینکه این رفتارها در بر دارنده ی نوعی در خواست جدی برای کمک است و در موارد بسیاری مشاوره ی خوب می تواند بسیار مؤثر و مفید واقع شود. وقتی با بیماری سیستم ایمنی خودکار رو به رو هستیم، به دنبال پزشکی می رویم تا با او گفتگو و مشاوری را به ما معرفی کند تا به جای آن انتخاب به طور پویا روش دیگری را جایگزین کند. سوم اینکه این رفتارها باعث می شود تا به سراغ کارهایی که می ترسیم در آن شکست بخوریم نرویم.

افسردگی یا مریض کردن خود آسان تر از پیدا کردن یک رابطه ی جدید است و یا ترمیم رابطه است به ویژه اگر تجربه طرد شدن و چشیدن طعم طرد شدگی را نیز داشته باشیم که اکثر ما کم و بیش چنین تجربه هایی داشته ایم. 

روانشناسان و مشاوران با بکارگیری تخصص و فنون درمانی این خلاقیت معیوب را به خلاقیت پویا و کارآمد مبدل نموده و بسیاری از بیماریهای روان تنی با روش های کوتاه مدت ریشه کن می شود. امروزه روانشناسی تأکید بر روشهای کوتاه مدت اما مؤثر دارد به عنوان نمونه روش درمان روان پویشی کوتاه مدت درصدد درمان بیماریهای روانی  بدون نیاز به دارو است و همچنین واقعیت درمانی نیز در کمتر از ده جلسه به درمان مؤثر و در عین حال غیر قابل عود بیماریهای که منشأ روان تنی دارد می پردازد. 

 

 

خوب زیستن هنر است، چقدر رمز و راز آن را می دانیم؟

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


CAPTCHA Image
Reload Image