تمرین۱

۰۱به مشکل خیانت فکر کن. چه قضاوت و یا حکم کلی درباره ی خود و فرد مقابل داری؟

۰۲ حالا به شخصی فکر کن که به شدت وی را تحسین می کنی. این شخص ممکن است یک دوست و یا یک شخصیت تاریخی باشد. حال تصور کن که وی به فیلمی که مربوط به این بخش از زندگی توست با دقت نگاه می کند. وارد جسم وی شو و به این فیلم از دیدگاه وی بنگر. تصور کن که نقطه نظرات وی چه می باشد.

۰۳حالا یک ناظر کاملاً بی طرف را تصور کن که فیلم زندگی تو را مشاهده میکند. وارد جسم آن شخص شو و از دید گاه وی فیلم را بنگر. از دید گاه این فرد بی طرف چه نکته ای از موضوع خود متوجه می شوی؟

۰۴به این تفاوت ها که از مشاهده ی دید گاه های گوناگون به دست آورده ای توجه کن. کدام یک سودمند است؟ کدام یک حال تو را بهتر می کند؟ برای آنکه به رابطه ات با دیدی متفاوت بنگری از این تصورات استفاده کن.

تمرین ۲

تصویر سازی مجدد از فردی که خیانت کرده است

همین الآن به فرد مورد نظر فکر کن. به زودی به خاطر می آوری که او چه شکلی بود و این کار را به کمک قدرت تجسم خود انجام بده. به خاطر بیآور که چه شکلی است؟ چه لباسی به تن دارد؟ چهره اش چه شکلی است؟ چه کار می کند؟ این تصاویر در کجا قرار دارند؟ در جلوی شماست یا در چپ و یا در راست؟ آیا به اندازه ی واقعیِ خود هستند یا کوچک ترند؟ آیا آنها فقط یک تصویر کوچک هستند یا یک فیلم که از جلوی نظرتان می گذرد؟ مات است یا شفاف و واضح؟ آیا صدایش را می شنوی؟ حالا همین طور که تصویر ذهنی ات را می بینی به احساسی که در تو ایجاد می شود، توجه کن. در مورد این احساس مطلبی بنویس. حال می توانی آنها را به طرز متفاوتی در ذهنت تجسم کنی. تو می توانی بزرگ ترین کارگردان فیلم باشی. تصاویر حافظه ای خود را هر طور که بخواهی می توانی عوض کنی. تو می توانی صداها،  نور، زاویه ی دوربین، چارچوب فاصله، سرعت و خلاصه تمام متغیرهایی را که در چنگ توست عوض کنی. حالا اجازه بده طریقی که فرد خیانت کننده را  تجسم می کردی عوض کنم و ببینیم که چگونه بر احساسات تو اثر می گذارد.

۰۱تصویری از او را در ذهن خود بیاور.

۲٫ به این که کجا ظاهر می شود و چقدر بزرگ است توجه کن.

۰۳حالا رنگ ها را محو کن و آن تصویر را درست مثل یک تصویر سیاه و سفید ببین.

۰۴تصویر را دور تر و دور تر ببر تا جایی که به یک دهم اندازه ی واقعی برسد.

۰۵باز هم تصویر را دورتر ببر تا مثل یک نقطه ی سیاه بشود.

۰۶حالا توجه کن احساسات تو چقدر تغییر کرده است و احساس کنونی خود را با یادداشتی که قبلاً نوشته بودی مقایسه کن

 تمرین ۳

این موضوع تو را آزار می دهد، زیرا بخشی از تو هنوز متعلق به اوست. حالا می خواهم به تو نشان دهم که چگونه آن بخش از خودت را برای رهایی از احساسات دردناک آماده کنی.

۰۱پنج زمانی را به خاطر بیاور که احساس دردناکی داشته ای و آن ها را فهرست وار بنویس. بنابر این هر وقت که خواستی، می توانی به سادگی به خاطر بیاوری.

۰۲ از یادآوری خاطره ی اول شروع کن. سپس از آن خارج شو و تصویر آن خاطره را از خود دور کن به طوری که آن تصویر دور و دور تر شود. آن قدر این تصویر را دور کن که کاملاً کوچک شود و شدت احساساتت کاهش پیدا کند.

۰۳ رنگ ها را از روی تصویر بردار. به طوری که سیاه و سفید به نظر برسد. سپس آن را کوچک کن. وقتی به آن نگاه می کنی انگار برای شخص دیگری اتفاق افتاده است و شدت احساسات بیشتر کاهش پیدا می کند. با تغییر دادن این متغیرها خاطرات را مجدداً کدگذاری کن.

۰۴ زمانی که کدگذاری مجدد اولین خاطره را خاتمه دادی، سراغ خاطره ی بعدی برو و همین کار را با آنها نیز انجام بده.

۰۵ با همه ی این خاطره ها به همین نحو عمل کن تا هر پنج خاطره به پایان برسند.

۰۶ حالا پنج خاطره ی شیرین را به خاطر بیآور به طوری که از وی احساس مثبت پیدا کنی. به زمان ها یی فکر کن که احساس مثبتی با همسرت داشتی. پنج مورد از این خاطرات را به یاد بیآور و فهرستی از آنها تهیه کن. به طوری که هر زمان که خواستی به ذهنت فرا خوانده شود.

 ۰۷حالا خاطره ای را که در جلوی چشمت ظاهر شده مرور کن و به همان لحظه ها برو. به عقب برگرد و تمام خاطره را مرور کن. وارد خاطره شو به طوری که همان چیزهایی را ببین که در همان موقع می دیدی. همان چیزهایی را بشنو که آن موقع می شنیدی و همان احساسی را که آن موقع داشتی حس کن.

۰۸ حالا رنگ ها را پر رنگ تر و تصویر را واضح تر کن. خاطره را به صورت روشن و واضح به خاطر بیاور. به طوری که همان احساسات را بتوانی احساس کنی و آنها را قوی تر و قوی تر کن.

 ۰۹ به هر چهار خاطره ی دیگر که در زمان احساس خوب به تو دست داده بود برگرد و ببین هر چه که می دیدی.  بشنو هر چه که می شنیدی. احساس کن، همان احساسی که داشتی. آن قدر این خاطره ها را مرور کن تا احساس کاملی از آنها به دست بیاوری. به طوری که کاملاً او از نظر تو جذاب و دوست داشتنی به نظر برسد. زمانی را برای این تمرین اختصاص بده. تمرکز کن و با روش ها یی که ذکر شد به دقت آنها را انجام بده. بعضی از افراد که این تمرین را فقط یک بار انجام داده اند گفته اند که پس از پایان تمرین احساسی کاملاً متفاوت داشته اند. بعضی از افراد عادت دارند این تمرین را هر روز انجام بدهند. اثرات را ماندگار کن. هر روز این تمرین را به مدت دو هفته انجام بده. هر تکرار باعث قوی تر شدن راه های عصبی ای که ایجاد کرده ای می شود. بنابر این به دست آوردن احساس علاقه قوی تر و سریع تر می شود، تا زمانی که این احساسات به طور خودکار در وجودت در آید، به تمرین ها ادامه بده.به احساسی که در تو ایجاد می شود، توجه کن. در مورد این احساس مطلبی بنویس. حال می توانی آنها را به طرز متفاوتی در ذهنت تجسم کنی.

 تمرین ۴

ضربه بزنید تا احساس درد بهبود پیدا کند.

تو باید قادر باشی تا واقعاً برای چند لحظه کاملاً تمرکز داشته باشی. همچنین مهم است زمانی که شروع به انجام این فرآیند کردی، بر روی احساسی که انتخاب کرده ای کاملاًًً توجه داشته باشی و آن را کاهش بدهی.

۱-به درد احساس ناشی از شکسته شدن قلبت توجه کن. احساسی که تو را نگران کرده است. حالا این احساس را شماره گذاری کن. از یک تا ده یک کمترین درد و ده بیشترین. این موضوع خیلی مهم است. به خاطر آن که در یک لحظه خواهی دید چقدر شدت احساس را کاهش داده ای. همین الآن دفتر یادداشتی برای نوشتن اعدادی که انتخاب می کنی، تهیه کن. شما بایستی به آن احساس یعنی دل شکستگی خود کاملاً توجه کنی که در هنگام دنبال کردن گام به گام دستورات، فرآیند مستقیماً بر روی آن احساس اثر بگذارد و شدت آن را از بین ببرد.

۲- حالا دو انگشت از هر دست را انتخاب کن و با هر انگشت بر بالای یکی از ابروهای خود ده بار به آرامی ضربه بزن.

۳-حالا ده بار به آرامی به پایین چشمی که متعلق به آن ابرو است ضربه بزن.

۴- حالا به همان روش به زیر بغل خود ضربه بزن.

۵- به ضربان قلب خود توجه کن و به استخوان ترقوه ی ( بالای شانه) خود ضربه بزن. 

۶- به انتهای انگشت نشانه ی خود ضربه بزن.

۷- حالا به استخوان ترقوه ی خود ضربه بزن.

۸- حالا دستت را جلوی خود بگیر و بر پشت آن بین انگشت کوچک و انگشت انگشتری ضربه بزن. به ضربه زدن به آن نقطه ادامه بده و به احساسی که داری توجه کن. با دنبال کردن قدم های ذیل از نه تا چهارده به احساس دل شکستگی خود توجه کن و به ضربه زدن به این نقطه ادامه بده.

۹- چشمان خود را ببند و مجدداً باز کن.

۱۱- حالا تخم چشم های خود را بچرخان به پایین و به سمت چپ نگاه کن. به مرکز برگرد و سپس به پایین سمت راست توجه کن.

۱۲- چشمان خود را ۳۶۰ درجه در جهت عقربه های ساعت بچرخان. سپس ۳۶۰ درجه در خلاف جهت عقربه های ساعت بچرخان.

۱۳- هنوز درباره ی احساسات خود فکر کن و به پشت دست خود ضربه بزن و اولین ابیات شعر تولدت مبارک را زمزمه کن.

۱۴- حالا با صدای بلند از یک تا پنج بشمار. (۱،۲،۳،۴و۵)

۱۵- حالا مجدداً اولین ابیات تولدت مبارک را بخوان.

۱۶- حالا قدم های ۲-۷ را تکرار کن. هنوز به آن احساس توجه کن.

ده بار به بالای چشم خودت ضربه بزن. حالا به زیر چشم هایت، به زیر شانه ی خود، به زیر استخوان ترقوه، به انتهای انگشت نشانه و در نهایت زیر استخوان ترقوه ی خود ضربه بزن.

۱۷- حالا کمی مکث کن و امتحان کن. در مقیاس ۱تا ۱۰ چه نمره ای به احساس خود می دهی؟ احساست چه میزان کاهش پیدا کرده است؟ اگر احساسی که تو را در خود فرو برده هنوز برطرف نشده یا هنوز به مقدار کافی کاهش پیدا نکرده و به یک سطح قابل کنترلی نرسیده به آسانی تمام مراحل قبلی را تکرار کن.

 بدن به تصورات واضح درست مثل این که حقیقت دارند پاسخ می دهد. بنابراین اگر بتوانید آن را به درستی انجام دهید،احساستان بهبود پیدا می کند.

۰۱ تصور کن یک راهرو در جلوی شما قرار دارد. تصور کن در آن قدم می زنی. از زمان حال تا دم در.

۰۲ در را باز کنید و در پشت آن جهانی را ببینید که بهبود کامل از دل شکستگی حاصل شده است.

۰۳ ببین چگونه به نظر می آیی؟ چه لباسی پوشیده ای؟ کجا می روی؟ چه کسی را می بینی؟

۰۴ حالا وارد این جهان جدید شو. جهانی که با خوشحالی در آن به سر می بری. کل تجربیات خود را وقتی وارد این جهان می شوی تصور کن. ببین چیزی را که خواهی دید. بشنو چیزی را که خواهی شنید و احساس کن که چه احساس خوب و خوشحالی داری. مهم نیست که آن را باور داشته باشی. تنها تصور کن تا آن جایی که می توانی به بهترین صورت تصور کن، در حالی که فرآیند بهبود در حال انجام است. این یک روش عالی برای تقویت خودتان است در هر ثانیه با انجام این تمرین به خودتان کمک می کنید.

پیدا کردن اهداف مثبت این فن ساده به شما کمک می کند تا نکات مثبتی را که در پشت هر احساس بد وجود دارد پیدا کنید.

۱- احساسی را که برای شما دردناک و ناراحت کننده است مشخص سازید. با فکر کردن به دلیل آن خودتان را آشفته نکنید. فقط بر روی احساس تمرکز کنید. توجه کنید کجا آن احساس را دارید.

۲- سپس از خودتان سؤال کنید احساس درباره ی چیست؟ اجازه بدهید پاسخ در ذهن شما پدیدار شود. ممکن است تصویری ایده ای یا ابتکاری به ذهن تان خطور کند.

۰۳ اگر این درباره ی احساس دیگری است از خودتان بپرسید احساس دیگر درباره ی چیست؟

۰۴ به رفتن خود ادامه بدهید تا به احساس اولیه ی خود درباره ی خودتان برسید. این علتی است که برای شما مهم است.

۰۵ حالا از خودتان سؤال کنید چه هدف مثبتی در پشت این احساس اولیه وجود دارد؟ (پل مکنا، هیو ویلبرن، مترجم ابراهیمی،۱۳۸۷ ص ۱۰۰)

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


CAPTCHA Image
Reload Image